سی نصیحت زرتشت

سی نصیحت زرتشت ۱, آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر ۲٫ قبل از جواب دادن فکر کن ۳٫ هیچکس را تمسخر مکن ۴٫ نه به راست و نه به دروغ قسم مخور ۵٫ خود برای خود، زن انتخاب کن ۶٫ به شرر و دشمنی کسی راضی مشو ۷٫ تا حدی که می توانی، از مال خود داد و دهش نما ۸٫ کسی را فریب مده تا دردمند نشوی ۹٫ از هرکس و هرچیز مطمئن مباش ۱۰٫ فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی ۱۱٫ بیگناه باش تا بیم نداشته باشی ۱۲٫ سپاس دار باش تا لایق نیکی باشی ۱۳٫ با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی ۱۴٫ راستگو باش تا استقامت داشته باشی ۱۵٫ متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی ۱۶٫ دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی ۱۷٫ معروف باش تا زندگانی به نیکی گذرانی ۱۸٫ دوستدار دین باش تا پاک و راست گردی ۱۹٫ مطابق وجدان خود رفتار کن که بهشتی شوی ۲۰٫ سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی ۲۱٫ روح خود را به خشم و کین آلوده مساز ۲۲٫ هرگز ترشرو و بدخو مباش ۲۳٫ در انجمن نزد مرد نادان منشین که تو را نادان ندانند ۲۴٫ اگر خواهی از کسی دشنام نشنوی کسی را دشنام مده ۲۵٫ دورو و سخن چین مباش و نزدیک دروغگو منشین ۲۶٫ چالاک باش تا هوشیار باشی ۲۷٫ سحر خیز باش تا کار خود را به نیکی به انجام رسانی ۲۸٫ اگرچه افسون مار خوب بدانی ولی دست به مار مزن تا تو را نگزد و نمیری ۲۹٫ با هیچکس و هیچ آیینی پیمان شکنی مکن که به تو آسیب نرسد ۳۰٫ مغرور و خودپسند مباش، زیرا انسان چون مشک پرباد است و اگر باد آن خالی شود چیزی باقی نمی ماند

داستان تاریخی اعدام بابک خرمدین

داستان تاریخی اعدام بابک خرمدین روز قبل از اعدام،خلیفه با بزرگان دربارش مشورت کرد که چگونه بابک را درشهر بگرداند و به مردم نشان بدهد تا همه بتوانند وی را ببینند.... 
ادامه نوشته

یک روش جالب برای تبديل سال قمري به شمسي و بالعكس

تبديل سال قمري به شمسي و بالعكس


هر سال قمري تقريبا 10 روز و 21 ساعت از سال شمسي كوتاه تر است يعني هر 33 سال شمسي برابر 34 سال قمري است بنا بر اين براي تبديل سال شمسي به قمري عدد سال شمسي را بر 33 تقسيم كرده حاصل را با عدد سال شمسي جمع ميكنيم .مثال سال 1373 شمسي برابر است با 1414 قمري 1414=14+1373 41=33 ÷ 1373
براي تبديل سال قمري به سال شمسي عدد سال قمري را بر 34 تقسيم كرده حاصل را از عدد سال قمري كم ميكنيم مثال

سال1414 قمري برابر است با 1373 شمسي

 1373=41 - 1414 41=34 ÷ 1414

امیرکبیر گریست

امیرکبیر گریست

سال 1264 قمرى، نخستین برنامه‌ى دولت ایران براى واکسن زدن به فرمان امیرکبیر آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانانى ایرانى را آبله‌کوبى مى‌کردند. اما چند روز پس از آغاز آبله‌کوبى به امیر کبیر خبردادند که مردم از روى ناآگاهى نمى‌خواهند واکسن بزنند. به‌ویژه که چند تن از فالگیرها و دعانویس‌ها در شهر شایعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه ‌یافتن جن به خون انسان مى‌شود

هنگامى که خبر رسید پنج نفر به علت ابتلا به بیمارى آبله جان باخته‌اند، امیر بى‌درنگ فرمان داد هر کسى که حاضر نشود آبله بکوبد باید پنج تومان به صندوق دولت جریمه بپردازد. او تصور مى کرد که با این فرمان همه مردم آبله مى‌کوبند. اما نفوذ سخن دعانویس‌ها و نادانى مردم بیش از آن بود که فرمان امیر را بپذیرند. شمارى که پول کافى داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله‌کوبى سرباز زدند. شمارى دیگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان مى‌شدند یا از شهر بیرون مى‌رفتند

روز بیست و هشتم ماه ربیع الاول به امیر اطلاع دادند که در همه‌ى شهر تهران و روستاهاى پیرامون آن فقط سى‌صد و سى نفر آبله کوبیده‌اند. در همان روز، پاره دوزى را که فرزندش از بیمارى آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امیر به جسد کودک نگریست و آنگاه گفت: ما که براى نجات بچه‌هایتان آبله‌کوب فرستادیمپیرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امیر، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبیم جن زده مى‌شود. امیر فریاد کشید: واى از جهل و نادانى، حال، گذشته از اینکه فرزندت را از دست داده‌اى باید پنج تومان هم جریمه بدهی. پیرمرد با التماس گفتباور کنید که هیچ ندارم. امیرکبیر دست در جیب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم برنمى‌گردد، این پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز

  چند دقیقه دیگر، بقالى را آوردند که فرزند او نیز از آبله مرده بود. این بار امیرکبیر دیگر نتوانست تحمل کند. روى صندلى نشست و با حالى زار شروع به گریستن کرد...

در آن هنگام میرزا آقاخان وارد شد. او در کمتر زمانى امیرکبیر را در حال گریستن دیده بود. علت را پرسید و ملازمان امیر گفتند که دو کودک شیرخوار پاره دوز و بقالى از بیمارى آبله مرده‌اند. میرزا آقاخان با شگفتى گفت: عجب، من تصور مى‌کردم که میرزا احمدخان، پسر امیر، مرده است که او این چنین هاى‌هاى مى‌گرید. سپس، به امیر نزدیک شد و گفتگریستن، آن هم به این گونه، براى دو بچه‌ى شیرخوار بقال و چقال در شأن شما نیست

امیر سر برداشت و با خشم به او نگریست، آنچنان که میرزا آقاخان از ترس بر خود لرزید. امیر اشک‌هایش را پاک کرد و گفت: خاموش باش. تا زمانى که ما سرپرستى این ملت را بر عهده داریم، مسئول مرگشان ما هستیم.

میرزا آقاخان آهسته گفت: ولى اینان خود در اثر جهل آبله نکوبیده‌اند

امیر با صداى رسا گفت: و مسئول جهلشان نیز ما هستیم. اگر ما در هر روستا و کوچه و خیابانى مدرسه بسازیم و کتابخانه ایجاد کنیم، دعانویس‌ها بساطشان را جمع مى‌کنند. تمام ایرانى‌ها اولاد حقیقى من هستند و من از این مى‌گریم که چرا این مردم باید این قدر جاهل باشند که در اثر نکوبیدن آبله بمیرند.

روحش شاد

 


کتاب «شاه عباس؛ پادشاه سنگدلی که به افسانه بدل شد»

شاه عباس؛ پادشاه سنگدلی که به افسانه بدل شد

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : 
کتاب «شاه عباس؛ پادشاه سنگدلی که به افسانه بدل شد» نوشته دیوید بلو با ترجمه شهربانو صارمی از سوی نشر ققنوس منتشر شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، کتاب «شاه عباس؛ پادشاه سنگدلی که به افسانه بدل شد» نوشته دیوید بلو از معدود سفرنامه‌های نوشته شده درباره ایران در عهد صفویه است که جدای از بررسی احوال و زندگی شاه عباس و نیز جامعه دوران وی به نوعی بازشناسی و تطبیق وقایع روزگار وی با دوران معاصر نیز پرداخته است.

نویسنده این کتاب دیوید بلو در این اثر سعی کرده است به این موضوع نقش شخصیت و حکومت شاه‌عباس صفوی در جامعه ایرانی و نیز اروپایی در زمان حیات او اشاره کند و به بررسی علت معرفی کم‌رنگ زندگی او در میان نویسندگان و مورخان غربی  بپردازد.

بلو به عنوان نویسنده این اثر چهل سال پیش به اصفهان سفر می‌کند و از نزدیک مشاهدات خود را بازگو می‌کند . منبع اصلی کتاب ایرانی او تاریخ عالم آرای عباسی است که به دست وقایع‌نگار رسمی شاه عباس ، اسکندر بیگ‌منشی به رشته تحریر درآمده است و شرح وقایع تمامی دوران عباسی را در بر می‌گیرد.

به گفته مولف این کتاب از این گذشته بیشتر رویدادها و تحولاتی که در زمان سلطنت شاه عباس رخ داد ارتباط آشکاری با روزگار ما دارد و او در نوشتن این اثر به دنبال شناسایی و برقراری این رابطه بوده است.

 کتاب «شاه عباس؛ پادشاه سنگدلی که به افسانه بدل شد» را انتشارات ققنوس روانه بازار کتاب کرده است.

چهارتاقي ساساني يا انبار علوفه؟!

چهارتاقي ساساني يا انبار علوفه؟!

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
 
چهارتاقي ساساني شهرستان دره‌شهر در استان ايلام به انبار علوفه تبديل شده است.

به گزارش انتخاب به نقل از ایسنا، انجمن دوست‌داران يادگارهاي تاريخي ايزيرتو نسبت به وضعيت اين چهارتاقي كه به دوره‌ي ساساني تعلق دارد و به انبار علوفه تبديل شده است، اظهار نگراني كرد.

اين چهارتاقي كه در شرق شهرستان دره‌شهر استان ايلام قرار دارد، در كناره‌ي رودخانه‌ي سراب روي تپه ماهور‌هاي تنوره‌ي سرخ در روستايي به نام سرخ‌آباد واقع شده است. اين بنا به‌طور كامل با قلوه‌سنگ و گچ ساخته شده و به دوران ساساني مربوط است. در بخش جنوبي اين چهارتاقي پكاني به طول 10 متر و عرض يك متر با شيب ملايم وجود دارد كه احتمالا ورودي بنا بوده است.

اين چهارتاقي پلاني مربع‌شكل دارد و گنبدي تك‌جداره روي آن بنا شده است. همچنين بر بالاي گنبد دريچه‌اي قرار دارد كه هنگام مرمت مي‌شود.

اكنون اين آتشكده به انبار علوفه تبديل شده است و تنها اقدام حفاظتي كه براي آن انجام شده، نصب تابلويي با اين عبارت «هرگونه كند و كاوش مشمول مجازات قانوني خواهد بود» در نزديك بناست و به‌نظر مي‌رسد، اين عبارت آسيب‌هايي را كه به خود بنا وارد مي‌شود، شامل نمي‌شود.

شهر گمشده باستاني "جرم‌وا" در جنت شهر فارس کشف شد

شهر گمشده باستاني "جرم‌وا" در جنت شهر فارس کشف شد
ن



بقاياي شهر گمشده جرم‌وا پس از هزار سال در منطقه داراب استان فارس کشف شد. در حال حاضر محدوده اين شهر باستاني که گفته مي‌شود از دوران پيش‌ از تاريخ تا قرن سوم هجري قمري مورد سکونت بوده مورد حفاري‌هاي غيرمجاز قرار گرفته است. نشانه‌هاي اين شهر تاريخي را مي‌توان در کتاب جغرافيايي ابوعبدالله مِقدسي مشاهده کرد.خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گروه ميراث فرهنگي ـ يکي از کارشناسان تاريخ در استان فارس پس از بررسي‌هاي فروان در اطراف شهر داراب موفق به کشف شواهدي از شهر باستاني گمشده جَرم‌وا شد. در حال حاضر در عرصه اين شهر باستاني حفاري‌هاي غيرمجاز انجام گرفته و غارت محوطه همچنان ادامه دارد.

به گزارش CHN شهر باستاني جرم‌وا احتمالا از ادوار پيش از تاريخي تا سده چهارم هجري وجود داشته است که پس از آن به دلايل مختلفي که هنوز آشکار نيست ناپديد شده‌است. نشانه‌هاي اين شهر تاريخي را مي‌توان در کتاب جغرافيايي ابوعبدالله مِقدسي مشاهده کرد.

«جمشيد صداقت‌کيش»، کارشناس تاريخ و کاشف شهر گمشده جرم‌وا دراين‌باره به CHN گفت: «پيش از کشف اين شهر تاريخي شواهد آن را در کتاب ابوعبدالله مِقدسي مطالعه کرده بودم اما هنوز مکان اين شهر به درستي برايم مشخص نبود. چندي پيش يکي از دانشجويان سابق من، برايم از حفاري‌هاي غيرمجاز در منطقه‌اي که جرمو خوانده مي‌شد گفت که اين عنوان برايم جالب بود. بر اساس اطلاعات داده شده به محل حفاري‌ها رفتم و پس جستجوي فراوان دو قلعه بر فراز کوه يافتم که نخستين نشانه‌ها از اين شهر گم‌شده بود.»

وي در ادامه گفت: «قلعه نخست 250 متر بالاتر از سطح زمين قرار دارد و براي دسترسي به آن نياز به يک پياده‌روي 25 دقيقه‌اي است. در ميان قلعه سدي به ارتفاع 10 تا 12 متر ايجاد شده که احتمالا وظيفه جمع‌آوري آب باران را داشته‌است. اين سد دولايه از ساروج ساخته شده و لايه نخست آن هنوز سالم است.»

به گفته وي سفال‌هاي دوره پيش از تاريخي که به‌نظر مي‌رسد بيشتر آن‌ها سفال‌هاي آشپزخانه‌اي باشد در اطراف اين محوطه ديده مي‌شود.

از سوي ديگر ادامه بررسي‌ها منجر به کشف قلعه دوم که به نظر مي‌رسد يک برج باشد، شده‌است که به گفته صداقت‌کيش اين دو قلعه به شهر گمشده جرم‌وا مربوط مي‌شوند.

صداقت‌کيش دراين‌باره گفت: «در مقابل جنت‌شهر و بر فراز کوه تپه‌اي ديده مي‌شود که مردم به آن ارم يا گلستان ارم مي‌گويند. اين همان قلعه دوم يا برج است که از سنگ و گچ و خشت خام ساخته شده‌است. اين قلعه چهار پنجره در اطراف خود دارد و پايين اين کوه ساختمان‌هايي با ملات سنگ‌چين و خشکه‌چين و ديواره‌هاي باغ وجود دارد. همچنين در اين منطقه يک قنات به چشم مي‌خورد که گفته مي‌‌شود اين قنات تا سال 60 خورشيدي حدود 30 اينچ آب داشته‌است.»

بررسي‌هاي اين کارشناس تاريخ در قلعه دوم منجر به شناسايي شيشه‌هاي دوره ساساني و مقدار زيادي سرباره آهن شده‌است که نشان از سکونت طولاني در آن دارد.

صداقت‌کيش مي‌گويد: «از زمان کورش تا سده نهم هجري قمري 500 هزار کرد در فارس زندگي مي‌کرند که البته پس از آن اطلاع چنداني از اين اقوام در منطقه نداريم. آن‌ها در 5 ايل زندگي مي‌کردند که يکي از اين ايل‌ها به نام "رم کاريان" يا به عربي "زم کاريان" در منطقه داراب وجود داشته است. مدتي رئيس اين ايل کاريان در داراب "مهدي" بود که حتي ايل او را هم "رم مهدي" يا "زم مهدي" مي‌ناميدند. در سده چهارم هجري در لابلاي کتاب‌هاي جغرافيايي ذکر شده‌است که از داراب به سوي "فَرگ" به شهر رم مهدي مي‌رسند. "ابو‌عبدالله مِقدسي" در 375 هجري قمري همين مسير را طي کرده و از شهر داراب به شهري به نام جرم‌وا مي‌رسد که هيچ کتاب ديگري از اين شهر اسم نبرده‌است.»

به گفته وي، بي‌ترديد اين دو قلعه کشف شده که در ارتباط با هم هستند بقاياي همان شهر رم يا رم مهدي يا جرم‌وا هستند. از سوي ديگر چون در جغرافي‌دانان در ارائه اطلاعات بين‌راه، قلعه‌هاي برفراز کوه را ملاک قرار نمي‌دهند، احتمالا اين شهر در دشتي واقع شده که اکنون "جنت ‌شهر" است.

اين کارشناس تاريخ مي‌گويد که اگر در ميان 500 هزار کرد که به شکل ايلي زندگي مي‌کردند، هر ايل 100 هزار نفر داشته باشد، پس بايد دشت بزرگي متعلق به اين شهر گمشده باشد که با توجه به قلعه‌هاي يافت شده و ارتباط آن‌ها، تنها جنت‌‌ شهر ويژگي‌هاي چنين دشتي را دارد.

صداقت‌کيش در پايان با تاکيد بر وضعيت نابسامان منطقه گفت: «حفاري‌هاي غيرمجاز به طور گسترده انجام گرفته و برخي نقاط تا ارتفاع 4 متر هم کنده شده‌است. به نظر مي‌رسد که سازمان ميراث فرهنگي هرچه سريعتر بايد نسبت به حفاظت و مطالعات باستان‌شناسي منطقه اقدام کند. 

 

بازگشت آثار تاریخی

در حالی‌که پیگیری‌های ایران برای جلوگیری از حراج اشیای تاریخی جیرفت در انگلستان با رأی دادگاه انگلیس به نفع ایران به ثمر نشست و ۱۸ شیء تاریخی جیرفت تحویل سفارت ایران در لندن شد، مسئولان میراث‌فرهنگی اطلاع‌رسانی در این‌باره را به پس از بازگشت اشیا به وطن موکول کرده‌اند.

به گزارش فارس، اشیای تاریخی جیرفت طی سال های اخیر به طور غیرقانونی از کشور خارج شده بود و گالری معروف فروش اشیای عتیقه "برکت" تصمیم به حراج این اشیا گرفته بود که با طرح شکایت سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و تلاش مرکز حقوقی بین المللی نهاد ریاست جمهوری در دادگاه های انگلیس سرانجام پس از ۷ سال این اشیاء با رأی دادگاه تجدیدنظر انگلیس به ایران باز می‌گردند.

در حالی‌که پایگاه اطلاع‌رسانی معاونت اجرایی رئیس جمهور خبر از بازگشت این اشیاء به وطن طی روزهای آتی داده است، متأسفانه مسئولان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشورمان هیچ‌گونه اطلاع رسانی در این باره انجام نمی‌دهند و تنها اطلاع‌رسانی را به زمان بازگشت این اشیای تاریخی به خاک کشور موکول می‌کنند.

طبق آخرین اطلاعات،‌۱۸ شیء تاریخی جیرفت در حال حاضر تحویل سفارت ایران در لندن شده است.

این اشیای تاریخی شامل دو کوزه، ۵ جام، ۶ گلدان، یک کاسه، یک ظرف و ۳ وزنه است که در سال‌های 2001 تا 2004 میلادی در حفاری‌های غیرمجاز به دست قاچاقچیان عتیقه افتاد.

یوسف مجیدزاده؛ سرپرست کاوش‌های باستانشناسی جیرفت معتقد است که تمدن جیرفت تمدنی باستانی است که حداقل 5000 سال قدمت تاریخی دارد.

دادگاه انگلیس یک بار درخواست ایران را برای بازپس‌گیری اشیای تاریخی جیرفت در فروردین 1386 رد کرد و به گالری برکت اجازه داد که آنها را به حراج بگذارد اما سازمان میراث فرهنگی پس از آن که فائز برکت پیشنهاد 150هزار پوندی‌ برای هزینه‌های نگهداری از اشیای تاریخی را نپذیرفت، از دادگاه درخواست تجدید نظر کرد.

پس از صدور حکم دادگاه تجدید نظر به نفع سازمان میراث فرهنگی، فائز برکت؛ مالک حراجی اشیای عتیقه نیز درخواست تجدید نظر کرد و حکم این تجدیدنظر به نفع ایران صادر شد.

برخی کارشناسان جدای از ارزش فرهنگی و تاریخی برای این آثار، ارزش مادی ۳۰ میلیارد دلاری را تخمین زده‌اند.

دوستداران میراث فرهنگی کشور امیدوارند که بازگشت اشیای تاریخی جیرفت با تعلل مسئولان به سرنوشت نامعلوم الواح هخامنشی دچار نشود، الواح هخامنشی هم فروردین امسال با رأی دادگاه آمریکا، خطر حراج را پشت سر نهاد اما هنوز هیچ خبری از بازگشت آن‌ها به ایران نیست . تابناک 90/8/13