داستان تاریخی اعدام بابک خرمدین
یک روش جالب برای تبديل سال قمري به شمسي و بالعكس
تبديل سال قمري به شمسي و بالعكس
براي تبديل سال قمري به سال شمسي عدد سال قمري را بر 34 تقسيم كرده حاصل را از عدد سال قمري كم ميكنيم مثال
سال1414 قمري برابر است با 1373 شمسي
1373=41 - 1414 41=34 ÷ 1414
امیرکبیر گریست
سال 1264 قمرى، نخستین برنامهى دولت ایران براى واکسن زدن به فرمان امیرکبیر آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانانى ایرانى را آبلهکوبى مىکردند. اما چند روز پس از آغاز آبلهکوبى به امیر کبیر خبردادند که مردم از روى ناآگاهى نمىخواهند واکسن بزنند. بهویژه که چند تن از فالگیرها و دعانویسها در شهر شایعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه یافتن جن به خون انسان مىشود
هنگامى که خبر رسید پنج نفر به علت ابتلا به بیمارى آبله جان باختهاند، امیر بىدرنگ فرمان داد هر کسى که حاضر نشود آبله بکوبد باید پنج تومان به صندوق دولت جریمه بپردازد. او تصور مى کرد که با این فرمان همه مردم آبله مىکوبند. اما نفوذ سخن دعانویسها و نادانى مردم بیش از آن بود که فرمان امیر را بپذیرند. شمارى که پول کافى داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبلهکوبى سرباز زدند. شمارى دیگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان مىشدند یا از شهر بیرون مىرفتند
روز بیست و هشتم ماه ربیع الاول به امیر اطلاع دادند که در همهى شهر تهران و روستاهاى پیرامون آن فقط سىصد و سى نفر آبله کوبیدهاند. در همان روز، پاره دوزى را که فرزندش از بیمارى آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امیر به جسد کودک نگریست و آنگاه گفت: ما که براى نجات بچههایتان آبلهکوب فرستادیم. پیرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امیر، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبیم جن زده مىشود. امیر فریاد کشید: واى از جهل و نادانى، حال، گذشته از اینکه فرزندت را از دست دادهاى باید پنج تومان هم جریمه بدهی. پیرمرد با التماس گفت: باور کنید که هیچ ندارم. امیرکبیر دست در جیب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم برنمىگردد، این پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز
چند دقیقه دیگر، بقالى را آوردند که فرزند او نیز از آبله مرده بود. این بار امیرکبیر دیگر نتوانست تحمل کند. روى صندلى نشست و با حالى زار شروع به گریستن کرد...
در آن هنگام میرزا آقاخان وارد شد. او در کمتر زمانى امیرکبیر را در حال گریستن دیده بود. علت را پرسید و ملازمان امیر گفتند که دو کودک شیرخوار پاره دوز و بقالى از بیمارى آبله مردهاند. میرزا آقاخان با شگفتى گفت: عجب، من تصور مىکردم که میرزا احمدخان، پسر امیر، مرده است که او این چنین هاىهاى مىگرید. سپس، به امیر نزدیک شد و گفت: گریستن، آن هم به این گونه، براى دو بچهى شیرخوار بقال و چقال در شأن شما نیست
امیر سر برداشت و با خشم به او نگریست، آنچنان که میرزا آقاخان از ترس بر خود لرزید. امیر اشکهایش را پاک کرد و گفت: خاموش باش. تا زمانى که ما سرپرستى این ملت را بر عهده داریم، مسئول مرگشان ما هستیم.
میرزا آقاخان آهسته گفت: ولى اینان خود در اثر جهل آبله نکوبیدهاند
امیر با صداى رسا گفت: و مسئول جهلشان نیز ما هستیم. اگر ما در هر روستا و کوچه و خیابانى مدرسه بسازیم و کتابخانه ایجاد کنیم، دعانویسها بساطشان را جمع مىکنند. تمام ایرانىها اولاد حقیقى من هستند و من از این مىگریم که چرا این مردم باید این قدر جاهل باشند که در اثر نکوبیدن آبله بمیرند.
روحش شاد
کتاب «شاه عباس؛ پادشاه سنگدلی که به افسانه بدل شد»
شاه عباس؛ پادشاه سنگدلی که به افسانه بدل شد
به گزارش خبرگزاری مهر، کتاب «شاه عباس؛ پادشاه سنگدلی که به افسانه بدل شد» نوشته دیوید بلو از معدود سفرنامههای نوشته شده درباره ایران در عهد صفویه است که جدای از بررسی احوال و زندگی شاه عباس و نیز جامعه دوران وی به نوعی بازشناسی و تطبیق وقایع روزگار وی با دوران معاصر نیز پرداخته است.
نویسنده این کتاب دیوید بلو در این اثر سعی کرده است به این موضوع نقش شخصیت و حکومت شاهعباس صفوی در جامعه ایرانی و نیز اروپایی در زمان حیات او اشاره کند و به بررسی علت معرفی کمرنگ زندگی او در میان نویسندگان و مورخان غربی بپردازد.
بلو به عنوان نویسنده این اثر چهل سال پیش به اصفهان سفر میکند و از نزدیک مشاهدات خود را بازگو میکند . منبع اصلی کتاب ایرانی او تاریخ عالم آرای عباسی است که به دست وقایعنگار رسمی شاه عباس ، اسکندر بیگمنشی به رشته تحریر درآمده است و شرح وقایع تمامی دوران عباسی را در بر میگیرد.
به گفته مولف این کتاب از این گذشته بیشتر رویدادها و تحولاتی که در زمان سلطنت شاه عباس رخ داد ارتباط آشکاری با روزگار ما دارد و او در نوشتن این اثر به دنبال شناسایی و برقراری این رابطه بوده است.
کتاب «شاه عباس؛ پادشاه سنگدلی که به افسانه بدل شد» را انتشارات ققنوس روانه بازار کتاب کرده است.
چهارتاقي ساساني يا انبار علوفه؟!
چهارتاقي ساساني يا انبار علوفه؟!

چهارتاقي ساساني شهرستان درهشهر در استان ايلام به انبار علوفه تبديل شده است.
به گزارش انتخاب به نقل از ایسنا، انجمن دوستداران يادگارهاي تاريخي ايزيرتو نسبت به وضعيت اين چهارتاقي كه به دورهي ساساني تعلق دارد و به انبار علوفه تبديل شده است، اظهار نگراني كرد.
اين چهارتاقي كه در شرق شهرستان درهشهر استان ايلام قرار دارد، در كنارهي رودخانهي سراب روي تپه ماهورهاي تنورهي سرخ در روستايي به نام سرخآباد واقع شده است. اين بنا بهطور كامل با قلوهسنگ و گچ ساخته شده و به دوران ساساني مربوط است. در بخش جنوبي اين چهارتاقي پكاني به طول 10 متر و عرض يك متر با شيب ملايم وجود دارد كه احتمالا ورودي بنا بوده است.
اين چهارتاقي پلاني مربعشكل دارد و گنبدي تكجداره روي آن بنا شده است. همچنين بر بالاي گنبد دريچهاي قرار دارد كه هنگام مرمت ميشود.
اكنون اين آتشكده به انبار علوفه تبديل شده است و تنها اقدام حفاظتي كه براي آن انجام شده، نصب تابلويي با اين عبارت «هرگونه كند و كاوش مشمول مجازات قانوني خواهد بود» در نزديك بناست و بهنظر ميرسد، اين عبارت آسيبهايي را كه به خود بنا وارد ميشود، شامل نميشود.
شهر گمشده باستاني "جرموا" در جنت شهر فارس کشف شد
| ن |
بقاياي شهر گمشده جرموا پس از هزار سال در منطقه داراب استان فارس کشف شد. در حال حاضر محدوده اين شهر باستاني که گفته ميشود از دوران پيش از تاريخ تا قرن سوم هجري قمري مورد سکونت بوده مورد حفاريهاي غيرمجاز قرار گرفته است. نشانههاي اين شهر تاريخي را ميتوان در کتاب جغرافيايي ابوعبدالله مِقدسي مشاهده کرد.خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گروه ميراث فرهنگي ـ يکي از کارشناسان تاريخ در استان فارس پس از بررسيهاي فروان در اطراف شهر داراب موفق به کشف شواهدي از شهر باستاني گمشده جَرموا شد. در حال حاضر در عرصه اين شهر باستاني حفاريهاي غيرمجاز انجام گرفته و غارت محوطه همچنان ادامه دارد. |